| تبليغات | X |

بسان رهنوردانی که در افسانه ها گویند... | |
هنوز...هنوز روی درختا، فقط جای کلاغه! گلا پرپرن، ای وای؛ یه دیوونه تو باغه دلم یه گوله آتیش، تنم کوره داغه ولی تو همه دنیا دریغ از یک چراغه از اون گوشه دنیا به این گوشه رسیدم نگین دنیا قشنگه، قشنگیشو ندیدم! هنوز غم تو وجودم، عذاب سینه سوزه! نگین گریه رو بس کن، نگین دنیا دو روزه! کدوم نالهء شبگیر؟ کدوم ورد شبونه؟ کدوم طلسم و جادو، دعای عاشقونه؟ از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا منو به آشونه، به یارم میرسونه؟ کدوم جاده؟ کدوم راه؟ کدوم اشک و کدوم آه؟ کدوم ابر و کدوم اوج؟کدوم موج و کدوم ماه؟ از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا منو به آشونه، به یارم میرسونه؟ هنوز قافله عشق به منزل نرسیده غریقیم و صدامون به ساحل نرسیده هنوز اشک تو چشمام ، نگام خیره به راهه! نه آفتاب و نه مهتاب، چقدر دنیا سیاهه! کدوم جاده؟ کدوم راه؟ کدوم اشک و کدوم آه؟ کدوم ابر و کدوم اوج؟کدوم موج و کدوم ماه؟ از این گوشه دنیا به اون گوشه دنیا ارسال نظر |
زندگی می گوید اما؛
باز باید زیست،
باید زیست،
باید زیست!
پیوند هاآرشیو موضوعینوشته های قبلیهنوز...دوستان |